منجم باشی

سينه خواهم شرحه شرحه از فراق .............. تا بگويم شرح درد اشتياق‏

Thursday، May 29، 2008

شات - 2

شماره دوم ماهنامه عكاسي ديجيتال شات منتشر شد. خيلي آموزنده و زيبا. علاقمندان عكاسي اگر نبينند ضرر كرده اند.



Wednesday، May 14، 2008

روز جهاني نجوم

جمعه 20 اردي بهشت قرار بود در پارك اللر باغي اروميه مراسمي براي گرامي داشت روز جهاني نجوم و آشنا كردن عموم با نجوم برگزار كنيم. 10 اردي بهشت هادي طباطبايي رفت شهرداري و به آقاي حاجيلو هرست نيازمندي هاي برگزاري مراسم رو داد. متاسانه 17 اردي بهشت هميديم كه چيزي از شهرداري برامون تهيه نشده كه مهمترينش برپايي داربست براي محافظت در برابر باران بود. خلاصه همراه بقيه منجمين جوان اروميه ساعت 5 در پارك جمع شديم تا با داشته هاي خودمون به ميان مردم برويم. باران شروع شد و تمام بساطمان را به هم زد.















همايش سراسري نجوم مراكز سمپاد كشور !

حقش بود كه زودتر از اين برنامه بنويسم ولي مشغله هاي روز نجوم و حواشي و البته كارهاي مغازه نمي گذاشت!









اين بروشور همايش بود(البته به تدريج در طول برنامه غلطهايش مشخص ميشد و تصحيح مي شد مثلن مقاله شماره 1 نام خانوادگي درست كلخوران است و شماره 7 فرزانگان اردبيل صحيح است). متاسفانه برنامه كشوريِ كشوري هم نبود. با هيت اجرايي كه مطرح كردم، گفتند به تمام مراكز دعوتنامه فرستاده شده ولي از مراكز ديگر شركت نكرده اند، به چه دليل، خدا داند. به ذهنم رسيد كه همايش سراسري رصدخانه هاي جهان را برگزار كنيم. مطمئنم توانش را داريم! البته 2 تا مقاله هم از خارج از سمپاد شركت داشت ( دبيرستان انديشه برنا ) كه فكر مي كنم پارتي بازي آقاي طباطبايي براي برادرش بود(پس نوشت: هادي گفت كه اين جريان به اون ربطي نداشته و مبين بهش گفته كه از انديشه برنا مقاله داده اند و در جريان نبوده، حتي از از دبيرستان اسرا هم مقاله داده بودند كه دير رسيده بوده)!



مقالات سطح پاييني داشتند. به غير از اسطرلاب كه تا حدودي قابل توجه بود بقيه اكثرن كپي محض بودند. البته اين نظر شخصي منه كه به هر دليلي به عنوان داور انتخاب شده بودم. اكثر متن ها غلطهاي علمي زيادي داشت. از اشتباه بودن تعريف پارسك تا دلايل باردار بودن لكه هاي خورشيد. لازم بود كه اين موارد به ارائه كنندگان تذكر داده بشه ولي برنامه چنان به سرعت بايد پيش مي رفت كه امكان پذير نشد. در اواخر برنامه هم يكي از مسئولين برگزاري برنامه مطرح كرد كه همه 12 مقاله برگزيده عنوان بشوند و از بينشان 3 برنده ويژه در نظر گرفته بشود! اول اسطرلاب شد، دوم پرتوهاي كيهاني و سوم تعيين جرم مشتري. بقيه را هم در بخشهاي مختلف جا كرديم و به خوشي و ميمنت برنامه به پايان رسيد. چند تايي عكس گرفتم كه به دليل كم بودن نور سالن و ضعيف بودن فلاش دوربي من خيلي خوب نشده اد. محض خالي نبودن عرضه اينجا مي گذارم.

هيئت داوران!



هادي طباطبايي درحال لابي كردن با بندگان خدا(پس نوشت: منظور لابي بد نيست، منظور متوجه كردن مسئولين و مجري برنامه به ترتيب و گروه بندي برگزيدگان است كه در آخربازهم اسم يكي از منتخبها اعلام نشد و مادرشون كم مونده بود كه ...):

كنسرت سمپادي:

برگزيدگان:

اين هم پتويي كه بنده به خاطر داوري، به همراه تنديسي (!) به عنوان تشكر، از نمايندگي سمپاد آذربايجان غربي هديه گرفتم !

Mystic River

فيلم توپي بود. حالي بردم. اصلن كارهاي كلينت ايستوود حال ميده كلن! مخصوصن كه شان پن هم بازي كرده باشه كه ديگه ...!

The Black Dahlia


يلم خوبي به نظر مي رسه! من با زير نويس بدي ديدمش! بايد چند بار مرور كنم تا بفهمم چه خبر بود. فيلم جنايي پليس كه در حال و هواي اواخر دهه 40 ميلادي در لوش آنجلس ميگذره. كار جالب توجهي از برايان دي پالما.

Scoop

كار متوسطي (از نظر من البته) از وودي آلن. بازي خودش فوق العاده بود و البته بازي اسكارلت جانسون.

Doomsday

بَدَك نبود. محض خالي نبودن عريضه ببينيدش!

My Boy Jack



به خاطر بازي دانيل رادكليف جذب فيلم شدم. جالب بود. اگر كار ديگه اي نداريد ببينيد فيلم رو وگرنه احساس مي كنيد وقتتون رو تلف كرده ايد!

Teeth


لوس بود كمي. جز بازي خوب جس ويكسلر چيزي نداشت به نظر من!

National Treasure: Book of Secrets

فيلم باحاليه، از ديدنش آدم لذت ميبره و حال ميكنه كه چطور آمريكايي ها از تاريخ كوتاهشون استفاده مي كنند و دنيايي از شگتي و هيجان مي آفرينند. حتمن ببينيد!

Sunday، April 27، 2008

اسفند 1377

در امتداد اسكن كردم عكسهايم، امروز نگاتيوي را پيدا كردم كه اشكمو در آورد. خاطره اي از يكي از رصدهايم همراه دوستان و معلم هايم در قصر بهرام. آخريم ماه سال 1377، هفته اي مانده به پايان سال. يكي از چيزهايي كه هميشه اندوهناكم مي كنم دور شدن از حال و هواي اون روزهاست. از انرژي و خواستني كه در وجودم بود. البته نسبت به الان. نمي خوام اينو بگم، ولي نمي تونم جلوي خودمو بگيرم. زندگي جاري در شهرستانها دنيا دنيا با تهران متفاوته!


اين عكس خيلي خاطره انگيزه. از چپ، خودم ( علي آزادگان )، ماريا بطحايي ، بابك امين تفرشي ، پژمان نوروزي ، 2نفر بعدي هم خاطرم نيست كيستند! محل عكس يكي از اتاقهاي بام سردر جنوبي قصر بهرام است. دوست داشتم موهايم بلند بود. حدود 1 ماه بعد از اين عكس 29 فرورديم 1378 در رصدخانه طي يك اقدام ناجوانمردانه و شايد از پيش برنامه ريزي شده حنيفا تيموريان با همدستي پژمان موهامو از ته وقتي بسته بودمشون شوخي وخي قيچي كرد! )))))-:

خوابهاي طلايي بعد از يك شب رصد. بهرنگ امين تفرشي.

خواب طلايي بعد از يك شب رصدي. جلوتر از همه، ماريا بطحايي (در خواب طلايي)، بقيه صورتها از راست، حميدرضا گياهي يزدي ، اسم اين خانم رو متاسفانه فراموشش كردم(پس نوشت : صنم عماري)، البته به شدت مي شناسمشون ولي الان اصلن يادم نمياد، محسن ايرجي ، بهرنگ امين تفرشي ، مهدي عسكري ، بابك اخوان.

همه اين سفرهاي چندين سال با ميني بوس مسعود انجام شده. چه ميني بوس خوبي بود.

آگهي دادن هما در NATIONAL GEOGRAPHIC


هما، هواپيمايي ملي ايران. از آرشيو مجلات NATIONAL GEOGRAPHIC پدرم كش رفتم اين مجله رو و صفحه نهم اش رواسكن كردم، شماره مارس 1973، 35درست سال پيش. تبليغ هما در اين مجله هميشه برايم خيال انگيز بوده. احساس مي كنم نشان از ارزش و توانايي هما و البته ايران در آن زمان داشته . نمي دونم اون روزها هم هر كلاغ كون دريده اي به ايران چنگ و دندون نشون ميداد؟ يك روز براي جزاير ابوموسي و تنب، يك روز براي سهم درياي خزر، يك روز اسمگذاري خليج عربي يك روز ....
پس نوشت : دوستي پرسيد كه از كجا معلوم از مجله نشنال باشد اين لينك؟ چون اين مجله در صفحات آگهي خود اسمي از خود را چاپ نمي كند، تنها راه اين است كه از مجله فيلم بگيرم و برايتان لينك كنم. فردا البته!
پس پس نوشت : اين هم فيلم مربوطه.

video